پیر شدیم رف.........

امسالم با همه سختیاش گذش ,با دبیرای ب درد نخور, با مسخره بازی سر کلاس ,با فیلم

نگا کردن سر کلاس هندسه با عوض کردن معلمای جبر و ادبیات (خدا رو شکر ادبیات عوض

شد وگر تا آخر سال میکشت ما رو)با کاظمی و مگر مگر با آقا ننویس گفتناش با فولاش ک

روز آخر ترکونده بود (دُغ)با معلم فیزیکی ک موقع عصبانیت دندوناش بهم میزد!میلرزید!ی

داخل 2 جلسه درس داد همش دس ب گوشی بود!با عباسی با مرام دمش گرم!

با هندونه خوردن با برو بچ!یادمه ی روز برا کاظمی گرفتیت اولش میگفت نه نه نمیخورم آخرش داشت مث چی میخورد!

اینم ی عکس از رجبعلی

/ 3 نظر / 118 بازدید
هانیه

با این پستی که گذاشتین دلم هوایی مدرسه شد... مخصوصا سال سوم.. مخصوصا اقای صمیمی- کاظمی- عباسی- هزاری.... هیییییی.... چه زود تموم میشن...

reza

ajab! cheghad zud gozasht[لبخند]

poorya

واقع چقدر زود گذشت الان که دارم این نظر رو میدم بعد از حدود سه ساله که به وبلاگ سر میزنم حتی یوزر پسورد رو هم فراموش کردم .چه دوران خوشی داشتیم الآن که به وبلاگ سر زدم کلی خاطره برام زنده شد.امسال من ومصطفی کنکوری هستیم و باید با تمام وجود تلاش کنیم...ایشالا هر دو مون موفق میشیم...پست بعدی مون قبولی تو دانشگاهه...